ميرزا محمد على وفا زواره اى

162

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

قانع 116 اسمش ملّا محمّد از اهالى گلپايگان و شاعرى نكته‌دان است . در فنون عربيّه مربوط و مراتب شاعرىاش مضبوط است . الحق طبعش خوب است و قصايدش مرغوب . ازآنجاكه عامّه شعرا ، مدايح جناب مستطاب قدوة الايام مقتدى الانام را فرض عين و عين فرض مىدانند ، مومى اليه جنابش را به اين قصيده ستوده خود را قرين مأمولات دنيوى و مثوبات « 1 » اخروى نموده . در انواع شعر ماهر است و از فحاوى مطاوى اشعارش ، سلامت طبعش ، ظاهر . قصيده ز روزگار ، مرا هيچ برنيامد كار * تو چشم كارگشايى ز روزگار مدار ز بس فسردگى ، آيد به ديده‌ام يكسان * شباب و شيب و غم و شادى و خزان و بهار ز ناملايمىِ روزگار و دور زمان * گرفته آينهء خاطرم ز بس زنگار به كنج محنت و اندوه ، ساكت و صامت * نشسته پشت به شادى و روى بر « 2 » ديوار چو ديدم آنكه ندارد سپهر غير ستم * چو ديدم اينكه « 3 » نداند زمانه جز آزار ز عجز روى نهادم به پاى پير خرد * بگفتم اى كه [ به ] درماندگيم ، ياور و يار

--> ( 1 ) - مسئولات ( 2 ) - در ( 3 ) - آنكه